اطلاع:دوستان عزیز.دوست عزیزم فرشته جان نثاری با غزل (هم راز)بروزه...
(سالروز میلاد شفیعه ی دوعالم.حضرت فاطمه الزهرا(س)به ساحت مقدس حضرت صاحب الامر(عج)و شما دوستان عزیز تبریک وتهنیت)
**مادر عزیزم روزت و میلاد حضرت مادر(س)مبارک**
کم کم به چشمان تو عادت میکند چشمم/در پیشگاه تو جسارت میکند چشمم
یکریز میلرزد تنم شاید زمستان است/نه!درکنار تو لجاجت میکند چشمم
باران و چتر ِتو،من و یک کوچه دلتنگی/چتر تورا باشوق قسمت میکند چشمم
دارد جنونم در غزل ها رنگ میبازد/اما به احساسش سرایت میکند چشمم
آتش گرفتم در دل این آتش ِ ...حالا/این زخم را دارد مرمت میکند چشمم
با شعرهایت دوریت را در دلم بشکن/کافیست ننویسی! قیامت میکند چشمم
تهدیدهایم را به لبخندی که میدانی/پیوست کن.آخر وساطت میکند چشمم!
میخواهم از چشم تو با ایمان درآمیزم/تا اشک میریزی اطاعت میکند چشمم
آغوش میگیرد هزاران بیت را این شعر/باید ببینم باز فرصت میکند چشمم...!
هرچند یک دیوان غزل سهم نگاهم بود/اما به عشق تو قناعت میکند چشمم
حالا تو خوشحالی به اینکه:دوستت دارم/با گفتنش حس سخاوت میکند چشمم
مثل غزل دور خودت فانوس روشن کن/این بزم روشن را بنامت میکند چشمم
حالا بخند و اشکهایم را تماشا کن!/ آنقدر خوبی ک ِکه ،لکنت میکند چشمم
(فاطمه وثوقی*شعر:91/2/13)
**********************************************
پ ن1:بالاخره آنچه که باید میشد.شد(خدارو شکر)*
پ ن2:این غزلو دقیق نصف شب ساعت2نوشتم**
پ ن3:تقدیمش میکنم به کسی که احساسش باعث نزول این غرل شد***
